يحيى دولت آبادى
34
حيات يحيى ( فارسى )
و اما رابطهء من با عثمانيان - دو روز بعد از ورود من بقسطنطنيه طلعت پاشا كه اكنون وزير داخله است از ورود من خبردار شده مرا ببابعالى طلبيده از حال و كار من و همسفران ميپرسد و هرچه مناسب بوده است جواب گفته شود گفته مىشود و افزوده ميگردد كه چون از بغداد بجانب استانبول روانه شدم در نظر داشتم دو مطلب بشما بگويم ولى در راه مطلب ديگر اضافه شد اجازه ميخواهم كه سيم را اول بگويم . وزير داخله خود را براى شنيدن مطالب من حاضر كرده گفتم مطلب سيم اينست با ارامنه اينطور رفتار نكنيد اين رفتار اگر براى عثمانيت و اسلاميت شما ضرر نداشته باشد براى انسانيت شما مضر است طلعت برآشفته ميگويد آيا ميدانيد اينها در وان و غيره با مسلمانان چه معامله كرده چه بيرحميها نسبت بزن و بچه مسلمانها نمودهاند ميگويم هرچه كردهاند مردان آنها كردهاند اطفال كوچك آنها مانند اطفال كوچك ما بيگناهند طلعت از روى تعجب ميگويد چه ديدهايد كه اينطور آزرده خاطر شدهايد شمهء از مشاهدات خود را كه پيش از اين نگارش يافته براى او نقل ميكنم اندوهناك شده ميگويد بايد اعتراف كنيم كه نظاميان ما بيش از آنچه دستور داشتهاند نسبت بارامنه بد رفتارى كردهاند جواب مىدهم اين مذاكره در اطاق خلوت براى من ثمرى ندارد خوب است به گوش عامه برسد كه دولت به اين اندازه ستمكارى دربارهء زن و مرد و كوچك و بزرگ ارامنه متوارى شده راضى نبوده است دستور بدهيد مأمورين اين كار رفتار خود را با آنها ملايمتر بنمايند و روزى چند قمرى كه براى هر يك مقررى قرار دادهاند و قوت لا يموت آنهاست منبعد مرتب به آنها برسانند طلعت نصيحت مرا مپذيرد و اقدام كرده بوعدهء خود وفا مينمايد . مطلب دوم به او ميگويم قشون شما همدوش قشون ايرانى رو بتهران ميرود و اكنون بهمدان رسيدهاند من معتقد نيستم پيشتر بروند طلعت ميگويد ضررى ندارد بروند تهران را تطهير كنند مرادش اينست شاه و دولت را از محاصرهء روس و انگليس درآورده اين طرف بياورند ميگويم پيش از اينكه قشون عثمانى و ايرانى تهران را تطهير كنند روس و انگليس اين كار را كرده شاه را باستراباد خواهند برد و پايتخت را عوض خواهند كرد و مشكلات ديگر توليد مىشود بعلاوه اگر خداى نخواسته دولت